X
تبلیغات
زولا

خبرنگارزن مستقل

مصاحبه اختصاصی وارش با غسال(مرده شور)بهشت فاطمه (س):

مصاحبه اختصاصی وارش با غسال(مرده شور)بهشت فاطمه (س):


مردی که مسافران  ابدی را غسل می دهد


سکینه نوری تیرتاشی


صبح یک  روز کاری آخر شهریور ماه است آفتاب  رو گرفته  آخر تابستان چندان فروغی برای تابیدن ندارد. کمی دورتر از هیاهوی پر سرو صدای شهر زندگان در چند کیلومتری خارج از شهر ،سکوتی عمیق ساکن است .سکوتی که  صدای علفهای زیر پای من به راحتی روی صورتش خش می اندازد .اینجا بهشت فاطمه(س)  بهشهر، شهر بزرگ مسافران ابدی است .ماشین های  پر تعداد پارک شده  و شیون چند زن که  روی خاک در آن دور دستها افتاده اند سکوت عمیق این محوطه بزرگ را می شکند  .

در ورودی آرامستان ،دفتر کوچکی با شیشه های حصار شده با میله های فلزی قرار دارد .در می زنم و وارد می شوم .رامین میکائیلی  مسئول بهشت فاطمه (س) با رویی خوش  مرا دعوت به نشستن  می کند و می گوید کسی که می خواهید از او مصاحبه بگیرید مشغول انجام کار دفن است و به محض پایان یافتن کارش می آید.می نشینم و منتظر می شوم.

«این محوطه بزرگ 14 هکتار مساحت  دارد و حدود 20هزار قبر را در خود جای داده است» این را مسئول آرامستان می گوید که صدایش همراه با صدای تق تق پنکه سقفی بالای  سرم در گوش می پیچد. جمعیت سیاه پوشی که به سوی ماشین ها می آیند  از پایان  مراسم دفن عزیز از دست رفته  حکایت دارند . کسی که امروز زندگی ابدی خود را آغاز کرده است. تا بحال به چنین مکانی  برای مصاحبه نیامده ام از بین همه گفتگوهایی که انجام داده ام به این گفتگو حس دیگری دارم  مثل مرز باریکی بین بودن و نبودن ،درست مانند زمانی که چشم را می بندی  و نگرانی تاریکی پشت پلک را حس میکنی دقیقا شبیه این.چرخش افکار ذهنم به پایان نرسیده بود  که صدای باز شدن  در مرا به خود آورد .مرد جوانی  با چکمه وارد اتاق شد  .صادق ریاحی با 35سال سن همان مرد غسالی بود که مصاحبه ام را با او آغاز کردم.مرد غسالی که خیلی ها را برای شروع زندگی ابدی غسل می دهد.

ا زخودتا ن بگویید چه شد که غسال شدید؟


اصلیتم اهل یکی از روستاهای هزار جریب بهشهر است از بچگی دامداری داشتیم و سرم به چوپانی گرم بود دیپلم دارم  ازدواج کردم و پدر دو بچه نه و پنج ساله هستم.اینکه چه شد که به غسالی روی آوردم به این خاطر بود که پدر زنم  غسال بود  من هم بیکار بودم  او مرا به شهرداری معرفی کردو به اینجا آمدم و مشغول شدم.


از چه سالی؟


از سال 86تا حالا اینجا هستم


اولین بار که جنازه ای را غسل دادید  چه احساسی داشتید؟ نمی ترسیدید؟


چرا اوایل می ترسیدم اما بعد برایم عادی شد اوایل کار پدر زنم  می شست و غسل می داد و من نگاه می کردم و آب می ریختم  اما یک روز او نبود و من مجبور شدم شروع کنم و شستم .


قبل از غسالی هم چنین تجربه ای  این چنین در زندگی داشتید؟


قبل از آن نه ، اما در روستا  کندن قبر را دیده بودم  .


جزئیات کار خود را شرح دهید کارتان در اینجا  چگونه است؟


کندن قبر ،دفن کردن ،غسل دادن ،نظافت  و جارو کردن آرامستان  جزو وظایف من است.


از کارتان راضی هستید؟ حق و حقوقتان چگونه است؟


شکر خدا راضی ام . ما نیروهای شرکتی شهرداری بهشهر هستیم و طبق قانون کار حقوق می گیریم.


مراحل آغاز کارتان در غسالی  چگونه است؟


ابتدا لباس را قیچی میکنیم و بعد با صابون و لیف  می شوریم و با آب سدر سه بار غسل می دهیم و 3بار با آب کافور و 3بار هم با آب خالص  و بعد با حوله خشک می کنیم و می آییم بیرون  و کفن  می کنیم . توی تابوت می گذاریم و بعد هم دفن می کنیم .


ساعت کاریتان چطور؟


از 6صبح تا 7 غروب؛ اما هر وقت مرده ای برای شستن هم باشد می آییم.


خانواده و یا اطرافیان با شغل شما مشکلی ندارند؟


نه؛ خانواده ام و خودم راضی هستیم و مشکلی نداریم


ابزارکارتان چیست ؟ شستن و غسل یک مرده چقدر زمان می برد؟


شغلم چند بخش دارد  نظافت ، غسالی  ، کندن قبر و  کارهای دفن . در  کندن قبر بیل و کلنگ و در غسالی هم دستکش ، رپوش ، صابون ،لیف و چکمه . شاید هر مرده ای نیم ساعت تا چهل دقیقه .

تا بحال شده آشنا و یا یکی از نزدیکان را غسل داده باشید؟


بیشتر مرده ها را می شناسم. اقوام بسیار نزدیک نه. اما  از بچه های محلمان را شستم .


در حین کار اتفاق عجیبی برایتان افتاده؟ مثلا مرده ای  زنده شده باشد ؟ و یا نکته ای که عجیب به نظر بیاید؟


نه ندیدم .

از مرده هایی که بیشتر در ذهنتان مانده اند برایمان بگویید.


مرده های زیادی را شستم و تیمم دادم.اتفاق عجیبی را ندیدم که مثل خاطره در ذهنم بماند تا برایتان تعریف کنم اما خوب بچه ای بوده که یک قلو از  یک دو قلو بودند که غسل دادم و یا مرده ای هم بود که گندیده بود و دو هفته از مرگش می گذشت  و جنازه ای هم در دستگاه کاه خرد کنی افتاده بود و تمام اجزای بندش خرد شده بود .


غسل دادن چه کسی بیشتر ناراحتتان کرد؟


کودک ببینم  که برای غسل آورده اند ناراحت می شوم. یک روز  دو بچه و یک مادر را که توسط پدرشان کشته شده بودند آورده اند. من بچه ها  را شستم  و غسل دادم و خیلی ناراحت شدم .


تا بحال چند مرده را غسل داده اید ؟و یا تیمم کرده اید؟


 زیاد غسل دادم  و تیمم کردم. فکرکنم حدود هزار تا شده اند شاید هم بیشتر .گاهی اوقات پیش می آید که تا روزی 5 تا مرده هم شسته ام .


برخورد افرادی که مردهایشان را شسته اید و شما را در جامعه می بینند و به یاد می آورند چطور است؟


آنهایی که مرا  در جامعه و یا در بانک و یا اداره ای  می بینند و می شناسند که عزیزانشان را شسته ام سعی  می کنند که کار مرا راه بیاندازند و به من لطف می کنند .


آیا برایتان اتفاق افتاده که  اعضای خانواده متوفی از کارتان نارحت شوند و با شما برخورد مناسبی نداشته باشند ؟


خیلی کم، چون  ما کاملا به شغل خود آشنایی داریم و خانواده های عزادار را درک می کنیم اما بعضی اوقات پیش آمده، به طور مثال یک روز  کار دفن  که تمام شد به سفارش یکی از اعضای خانواده متوفی روی خاک را لگد می کردم تا خاک نشست کند اما پسر متوفی  وقتی صحنه را دید آمدو بامن درگیر شد .اما خوب بعد که برایش توضیح دادند عذر خواهی کرد .


تفاوت کار خودتان را بادیگر مشاغل در چه می بینید؟


کا رما خدمت به مردم است و انجام وظیفه می کنیم  اما تفاوتش با دیگر شغل ها این است که اگر قصوری در هر کاری انجام شود می توان از آن فردی که قصور در حقش انجام شده  عذ رخواهی کرد و رضایت گرفت اما کار  ما باید با دقت تمام انجام شود زیرا از مرده نمی توان عذر خواهی کردو رضایت گرفت  به همین خاطر نهایت دقت و رعایت حق را در کارم انجام می دهم .


مشکلات شغلتان چیست ؟


از شغلم راضی ام .اما مطمئنا داشتن امکانات بیشتر انجام وظیفه و خدمت به مردم را  بهتر می کند. غسالخانه بهشت فاطمه (س)خوب است .  از محل کارم راضی هستم اما مکانی که به عنوان استراحتگاه و برای رفع خستگی باشد نداریم  مجبوریم در کانکسی که اینجا قرار داده اند استراحت کنیم و لباسمان را عوض کنیم که این کار برایمان سخت است .


اگر غسال نمی شدید دوست داشتید چه کاره شوید؟حتی اگر برایتان فکری محال بود؟


اگر غسال نبودم چه کاره می شدم؟(با سکوتی عمیق و لبخندی بر لب)راستش اصلا به این موضوع فکر نکردم بچه که بودم به آینده آنقدر ها فکر نمی کردم.


واقعا؟


بله


حرف آخر:


تشکر از شما که به یاد شغل ما بودید و از ما احوالی پرسیدید .خواسته ای که دارم این است که  در پرداخت حق و حقوق و اضافه کاری ما  مسئولان لطف کنند و به فکر ما باشند و برای استراحتمان  جایی را تدارک ببینند که در زمان استراحت بتوانیم برای تجدید قوا  مکان مناسبی را داشته باشیم .الان اگر تشریف بیاورید می بینید که ما تنها  یک کانکس داریم که باید در آن استراحت کنیم و در تابستان و زمستان آنجا باشیم که این واقعا سخت است. امیدوارم مسئولان امر به این مسئله توجه کنند .


 

 

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)