خبرنگارزن مستقل

این سایت به آزادی بیان احترام میگذارد و در چارچوب قانون ،اخلاق و نظام اسلامی گام برمیدارد.

خبرنگارزن مستقل

این سایت به آزادی بیان احترام میگذارد و در چارچوب قانون ،اخلاق و نظام اسلامی گام برمیدارد.

قدرت طلبی فردی در نظام دموکراسی


به بهانه لغو مصونیت نمایندگان مجلس ترکیه
تبدیل شدن به قدرت فائقه در ترکیه خواسته اصلی اردوغان است اما نباید از یاد برد که ترکیه دارای یک نظام چند حزبی است و یک جامعه مدنی به نسبت قدرتمند دارد که به طور طبیعی در برابر خواست اردوغان مقاومت خواهد کرد.
عصر ایران - مازیار آقازاده ؛ در هفته ای که گذشت صحنه سیاست ترکیه شاهد چند اتفاق مهم بود. تعیین " بن علی ییلدیریم " به عنوان نامزد اصلی برای جایگزینی ریاست حزب حاکم عدالت و توسعه (AKP) و به تبع آن تغییر نخست وزیری ترکیه و تصویب اصلاحیه موقت لغو مصونیت قضایی نمایندگان مجلس در جلسه روز جمعه پارلمان ترکیه دو رویداد مهم در صحنه سیاست داخلی این کشور بودند.

ناظران مسایل ترکیه با در کنار هم قرار دادن همه تحولات روزهای اخیر در ترکیه از وضعیت آینده این کشور مهم منطقه که قرن هاست نقش دروازه بین غرب و شرق و یکی از لنگرگاه های ثبات منطقه را دارد، ابراز نگرانی می کنند.

ترکیه از معدود کشورهای منطقه خاورمیانه است که دهه هاست دارای یک نظام چند حزبی قوام یافته و یک دموکراسی پارلمانی است. جامعه مدنی این کشور دهه هاست روند رو به رشد داشته است و طبقه متوسط شکل گرفته در این کشور در مقایسه با کشورهای همجوار و همسنگ جزء پویا ترین هاست.

اما در ماه های گذشته شدت یافتن درگیر یهای داخلی بین گروه های مسلح کرد و نیروهای دولتی در مناطق شرقی این کشور و انجام حملات تروریستی به شهرهای بزرگ ترکیه ، دموکراسی این کشور را با چالش بزرگی مواجه کرده است. چالشی که می تواند در صورت حل نشدن به قیمت گزافی برای شهروندان ، دولت و حتی کشورهای منطقه، تمام شود.

ترکیه ؛ بین نظم سیستمی و حکومت فردی
از سال 1938 (سالی که آتا ترک درگذشت) جمهوری ترکیه هیچ رهبری به قد و اندازه "مصطفی کمال پاشا" (آتا ترک) به خود ندیده است. هر چند در طی این مدت کورسوی تک ستاره هایی در آسمان سیاست ترکیه درخشیده است اما این رهبران دولت های مستعجلی بودند که گاه با سرنوشت دردناکی از صحنه سیاست ترکیه حذف شدند .

"عدنان مندرس" نخست وزیر اسبق ترکیه (1950 تا 1960) یکی از این سیاستمداران بود که پیش از کسب وجهه کاریزماتیک در کودتای می 1960 ارتش ترکیه از صحنه سیاست ترکیه کنار گذاشته شد و در 17 سپتامبر سال بعد با اعدام از صحنه زندگی هم حذف شد. "تورگوت اوزال" رییس جمهور اسبق ترکیه (رییس جمهوری هشتم ترکیه) نیز که حدود 4 سال (1989 تا 1993) سمت ریاست جمهوری را به دست گرفت – و پیش از آن نیز سمت هایی چون نخست وزیری را داشت – از معدود سیاستمدارانی بود که قابلیت تبدیل شدن به یک چهره کاریزما را داشت اما اوزال نیز به شکلی ناگهانی در 17 آوریل 1993 درگذشت.

 سال ها بعد نتایج تحقیقات از پیکر اوزال نشان داده است او بر اثر مسمومیت با سم سکته قلبی کرده است. به هر جهت اوزال سومین رهبر (نخست وزیر) تاریخ جمهوری ترکیه بوده است که پس از عدنان مندرس و سلیمان دمیرل (نهمین رییس جمهور ترکیه) به صورت دموکراتیک و از طریق انتخابات به سمت نخست وزیری و سپس از طریق رای پارلمان به عنوان هشتمین رییس جمهوری ترکیه انتخاب شد. 

بر خلاف سرنوشت این سیاستمداران "کم اقبال" ، اما ستاره بخت اردوغان در 14 سال گذشته همچنان روشن مانده و روز به روز بر دامنه قدرت فردی او افزوده شده است. غرض از اشاره به این مثال ها یادآوری این نکته است که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که با نظام های سیاسی شبه دموکراتیک اداره می شوند ، "دموکراسی" به صورت "نهال نوپا" است و نقش افراد و رهبران سیاسی در تعیین کیفیت و عیار دموکراسی آنها بسیار مهم است. این ویژگی در کشورهای توسعه یافته و دموکراتیک وجهی از اعتنا ندارد چون نظام دموکراسی از گردنه های سخت عبور کرده و وابسته به شخص نیست و "سیستم دموکراتیک " به کار خود ادامه می دهد.

اگر بخواهیم "جمهوری ترکیه" را در این چارچوب قرار دهیم ، این کشور با وجود اینکه از معدود کشورهای چند حزبی با ساختار دموکراتیک در منطقه خاورمیانه به حساب می آید، اما دموکراسی ترکیه با وجود گذشت دهه ها از استقرار نظام دموکراسی پارلمانی در این کشور همچنان یک "نهال نوپا" به حساب می آید و همچنان نقش افراد در آن مهم است.

در این چارچوب "رجب طیب اردوغان" رییس جمهوری ترکیه تنها رهبر ترکیه در دوره پس از آتاترک است که توانسته  بیش از 14 سال بالاترین سمت سیاسی را در کشور از آن خود کرده و روز به روز بر دامنه قدرت خود بیفزاید.از نظم سیستمی تا قدرت طلبی فردی

تداوم حکمرانی اردوغان بر ترکیه اما در سال های گذشته – به ویژه پس از ریاست جمهوری او در دو سال گذشته -  به قیمت به گروگان گرفته شدن دموکراسی ترکیه از سوی او بوده است. به عبارت دیگر  امروز تصور اینکه ترکیه بدون اردوغان به چه سرنوشتی دچار خواهد شد و به چه سمت و سویی خواهد رفت کمی مشکل است.

پر بیراه نیست اگر گفته شود اردوغان دموکراسی ترکیه را به گروگان خود گرفته است و می خواهد این نهال نوپا را  آن گونه که خود می خواهد رشد و نمو دهد.

درگیر شدن با گروه های سیاسی و مسلح کرد و عقبگرد کامل از ایده آشتی ملی با کردها، تغییر سیاست های منطقه ای ترکیه از یک کشور بی اعتنا به مسایل خاورمیانه به یک کشور درگیر در خط مقدم تحولات منطقه، نزدیکی با کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، دور شدن از غرب و آمریکا و... همه و همه از تغییراتی است که سیاست داخلی و خارجی ترکیه در 5 سال گذشته شاهد آن بوده است.

این در حالی است که به نظر نمی رسد "احمد داوود اوغلو" رهبر مستعفی حزب حاکم و نخست وزیر ترکیه که تئوریسین اصلی سیاست خارجی حزب حاکم عدالت و توسعه محسوب می شود، به طور تمام و کمال دستکم با بخشی  از سیاست های  اردوغان همراهی و اتفاق نظر داشته باشد.

بر حسب ظاهر اوج اختلاف داوود اوغلو با اردوغان در قضیه تغییر ماهیت نظام سیاسی ترکیه از یک نظام پارلمانی به یک نظام ریاستی عیان شده است که به استعفای داوود اوغلو از منصب ریاست حزب حاکم ترکیه در دو هفته گذشته انجامید.

به عبارت دیگر هر چند داوود اوغلو تا حدود زیادی در سیاست های خارجی حزب حاکم ترکیه و اردوغان رویکردی مشترک با رییس جمهور قدرت طلب ترکیه دارد، اما به نظر می رسد دستکم در بخشی از موارد و مصادیق در زمینه تغییر ماهیت نظام سیاسی ترکیه از پارلمانی به ریاستی و مداخله بیش از حد اردوغان در مسایل قوه اجرایی ترکیه در دو سال گذشته ، با رییس جمهور ترکیه اختلاف نظر پیدا کرد که در نتیجه این اختلافات نیز دو هفته پیش اعلام کرد برای نامزدی ریاست حزب حاکم ترکیه اقدام نخواهد کرد و این گونه به صورت غیر مستقیم از مقام نخست وزیری ترکیه نیز استعفا کرد.

اردوغان می خواهد پس از آتاترک برای ترکیه تاریخ ساز شود و مسیر آینده این کشور را در جهت مطلوب خود هدایت کند؛ تا آن گونه که می خواهد در جشن صدمین سالگرد جمهوری ترکیه (2023) رییس جمهور یک کشور با نظام ریاستی باشد. این در حالی است که از زمان آتا ترک تا زمان کنونی نزدیک به 8 دهه می گذرد و دنیای امروز تفاوت های بسیار فاحشی با جهان عصر آتا ترک دارد.

اگر در آن دوره "سیاستمداران مصلح" عرصه و مجالی برای مانور داشتند و جوامع مدنی در برابر قدرت حاکمان کاریزما مغلوب میدان بودند، امروزه اما توسعه جوامع مدنی در عصر جهانی شدن و توسعه ارتباطات در عصر انفجار اطلاعات و اطلاع رسانی مجال مانور حاکمیت فردی را به حداقل خود رسانده است و اردوغان در چنین فضایی سودای تمرکز بیشتر قدرت در" کاخ سفید آنکارا " و کاستن از قدرت نظام چند حزبی و تمرکز قدرت در دست رییس جمهور دارد.

پیام اتفاق روز جمعه در زمینه تصویب اصلاحیه لغو موقت مصونیت سیاسی نمایندگان پارلمان نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.

این پیام دو وجه دارد:

1- تشدید درگیر ی ها با گروه های سیاسی و نظامی کرد :
از هم اکنون قبل پیش بینی است که یکی از اهداف آشکار این طرح به دست گرفتن چماق حذف قانونی علیه 50 نماینده عضو حزب کردی " دموکراتیک خلق ها " HDP))  به ویژه رهبران فراکسیون این حزب در پارلمان است.

2- حرکت به سمت نظام ریاستی :
نظام سیاسی کنونی ترکیه یک نظام پارلمانی است. اردوغان می خواهد این نظام را ریاستی کند. یعنی فرد رییس جمهور منتخب با رای مستقیم مردم بالاترین قدرت را داشته باشد و حرف اول و آخر را بزند. او در این راستا تا کنون چند قدم برداشته است از جمله اینکه با اصلاح قانون اساسی برای نخستین بار به عنوان رییس جمهور منتخب با رای مستقیم مردم به منصب ریاست جمهوری رسیده است. اما برای تغییر کامل ماهیت نظام سیاسی ترکیه نیاز به تغییر ماهوی در قانون اساسی است. برای این کار باید قدرت قانونی پارلمان را تضعیف کرد و یکی از بهترین راه های این کار کاستن از عیار خلوص قدرت نمایندگان است. لغو مصونیت نمایندگان یکی از این راه هاست. نمایندگانی که در برابر پیگرد قضایی مصونیت نداشته باشند مجلس ضعیف تری را شکل خواهند داد و این مجلس ضعیف تر زمینه را برای یک رییس جمهور قوی تر فراهم می کند. به عبارت دیگر نظام پارلمانی که دهه هاست قوام دهنده به دموکراسی در جمهوری ترکیه است، تبدیل به یک نظام ریاستی می شود که درآن رحب طیب اردوغان حرف اول و آخر را خواهد زد.

اردوغان و حزب حاکم ترکیه در این راستا طی سال های اخیر قدرت رسانه ای مخالفان خود را نیز کاهش داده اند و رسانه های قدرتمند را مهار کرده یا از آن خود کرده اند.

اردوغان در طی دوران 10 ساله نخست وزیری خود پله به پله و مرحله به مرحله قدرت نهادهایی چون ارتش و دستگاه قضایی ترکیه را کاهش داده یا در مهار خود گرفت و پس از ریاست جمهوری نیز تلاش دارد  رسانه های مخالف را مهار کرده و نهادهای جامعه مدنی را مقهور قدرت خود کند.

به نظر می رسد تبدیل شدن به قدرت فائقه در ترکیه خواسته اصلی اردوغان است اما نباید از یاد برد که ترکیه دارای یک نظام چند حزبی است و یک جامعه مدنی به نسبت قدرتمند دارد که به طور طبیعی در برابر خواست اردوغان مقاومت خواهد کرد.

به عبارت دیگر هر چند موتور محرک قدرت و مشروعیت سیاسی اردوغان از اندکی بیش از 50 درصد جامعه رای دهندگان ترکیه – که غالبا در منطقه آناتولی مرکزی هستند – برمی خیزد اما مخالفت با اردوغان نیز پایگاهی قوی در شهرهای بزرگ دارد و نزدیک به نیمی از مردم ترکیه نیزمخالف اردوغان هستند و این وضعیت شرایط ترکیه را در یک دو قطبی " موافق و مخالف اردوغان " قرار داده است.

نکته درباره حادثه تلخ آتش سوزی در خیابان جمهوری

4 نکته درباره حادثه تلخ آتش سوزی در خیابان جمهوری
چند دهه پیش که احداث ساختمان های مرتفع اندک اندک در تهران رایج می شد سازندگان موظف می شدند پله فرار را نیز در نظر بگیرند. مشهور ترین آنها ساختمان مرکزی فروشگاه قدس مرکزی است. منتها بعدتر به دو دلیل پله فرار در بیرون از ساختمان ها حذف شد.
 عصز ایران ؛ مازیار آقازاده - در حادثه دو روز پیش آتش سوزی در خیابان جمهوری تهران متاسفانه دو زن کارگر که روز تعطیل در حال کارکردن بودند، به ناچار خود را از طبقه پنجم ساختمانی که طعمه حریق شده بود به بیرون انداختند و در پی این سقوط جان باختند.

به گواه دوربین خبرنگاران که لحظه سقوط قربانیان را ثبت کرده این حادثه یکی از تلخ ترین حوادثی است که در گوشه و کنار شهر وکشورمان شاهد وقوع آنها بوده ایم و هستیم.
 
به این بهانه می توان به نکاتی اشاره کرد که چنانچه به آنها توجه شود چه بسا در آینده به کار آید:

1- سخنگوی سازمان آتش نشانی تهران درباره این حادثه چنین توضیح داده است:
 
"نخستین گروه آتش نشانان 3 دقیقه بعد خود را به محل حادثه رسانده و بعد از مشاهده گستردگی حریق چند ایستگاه آتش نشانی همراه تشک نجات و دو دستگاه نردبام هیدرولیکی در محل حاضر شدند...
 
زمانی که آتش نشانان خود را به محل  آتش سوزی رساندند دو زن خود را از پنجره آویزان کرده و بدون توجه به  هشدار ها و تذکر آتش نشانان قصد پرتاب خود به پایین را داشتند.

 در همان لحظه یکی از نردبام های هیدرولیکی در پایین ساختمان مستقر و جک نردبام زده شد اما به دلیل اشکالات فنی در قطعات کامپیوتری متاسفانه پله های نردبام باز نشد.
 
جایگزین کردن نردبام دیگر حدود 2 دقیقه زمان نیاز داشت و در همین حین یکی از زنها خود را به پایین پرتاب کرد. آتش نشانان بلافاصله نردبام را باز کرده اما نفر دوم نیز خود را به پایین انداخت .

لحظه تلخ حادثه


  اگر این دو زن 2 دقیقه صبر می کردند نردبام دوم باز شده و آنها به پایین منتقل می شدند. 2 دقیقه پس از سقوط این افراد آتش نشانان با باز کردن نردبام دوم 5 نفر از محبوس شدگان در ساختمان را به پایین انتقال دادند..."

ضمن قدردانی از زحمات و تلاش های نیروهای فداکار آتش نشانی که گاه جان خود را در راه نجات هموطنان در حوادث مختلف قربانی می کنند  می توان پرسید مگر نردبام هیدرولیکی  به طور طبیعی برای استفاده در لحظاتی ساخته نشده که ثانیه به ثانیه آن برای نجات حادثه دیدگان اهمیت دارد؟ عمل نکردن در هنگام نیاز با نبود آن چه تفاوتی دارد؟

آیا پرتاب شدن عجولانه دو زن بیچاره که می خواستند زنده زنده در آتش نسوزند علت اصلی مرگ آنها شد یا عمل نکردن به موقع نردبام هیدرولیکی؟ و مسئولیت باز نشدن به موقع نردبام هیدرولیکی به دلیل نقص فنی بر عهده کیست؟ اگر نردبام هیدرولیکی درست عمل می کرد آیا دو زن قربانی حادثه خود را از ساختمان پرتاب می کردند؟ و آیا اگر به آنها این اطمینان داده می شد که در صورت تحمل دو یا سه دقیقه، نردبام هیدرولیکی دوم آماده خواهد شد، آنها خود را از ساختمان پرتاب می کردند؟

آیا دستگاه خدوم آتش نشانی در این زمینه مسئولیتی را متوجه خود نمی داند؟ و آیا در صورت درست کار کردن نردبام [نردبان] هیدرولیکی اکنون آن دو زن کارگر زنده نبودند؟ این شایعه را نیز نمی توان ناشنیده انگاشت که شدت فشار آب شاید موجب پرتاب یکی شده باشد. در این باره البته با قاطعیت نمی توان نظر داد.اما به هر حال گفته و شنیده شده است.

2- تقریبا تمام روزنامه های روز دوشنبه هیچ یک عکسی از این حادثه دلخراش را در صفحه نخست خود منتشر نکردند مگر روزنامه "شهروند" که رویکرد اجتماعی و دقت حرفه ای خود را با بها دادن به این حادثه نشان داد. هیچ روزنامه دیگری اما آن گونه که بایسته بود به این حادثه نپرداخت. حال آن که در موارد مشابه در کشورهای دیگر رسانه ها عموما نسبت به وقوع چنین حوادثی بسیار حساس اند چون جان انسان ها و شهروندان در میان است!

آیا با واکنش دیروز اکثر قریب به اتفاق روزنامه های تهران به حادثه سقوط مرگبار دو زن از ساختمان که به نحوی مساله ضعف در امداد رسانی نیز یکی از عوامل آن بوده است، نباید چنین برداشت کرد که وقتی رسانه های کشورمان که زبان گویا و ذره بین نظارت و آیینه تمام نمای افکار عمومی  کشور هستند نسبت به جان دو همشهری و دو هموطن چنین بی تفاوت اند، دستگاه های مسئول نیز به طور طبیعی در همین حد نسبت به جان مردم احساس وظیفه و مسئولیت می کنند؟

3- کافی است تنها تجسم  کنیم که در ابر شهر میلیونی تهران زلزله ای به بزرگی 6 ریشتر یا بیشتر  به وقوع بپیوندد . آیا با این گونه امدادرسانی همراه با نقص فنی می توان جان صدها هزار و یا شاید – خدای ناکرده- میلیون ها شهروند زیر آوار مانده و نیازمند امداد را نجات داد؟!

4- چند دهه پیش که احداث ساختمان های مرتفع اندک اندک در تهران رایج می شد سازندگان موظف می شدند پله فرار را نیز در نظر بگیرند. مشهور ترین آنها ساختمان مرکزی فروشگاه قدس مرکزی است. منتها بعدتر به دو دلیل پله فرار در بیرون از ساختمان ها حذف شد. یکی به خاطر استفاده بیشتر از زیر بنا و منفعت بیشتر اقتصادی ودیگری نگرانی از دسترسی سارقان. به نظر می رسد با توجه به این که هنگام آتش سوزی از آسانسور و پلکان نمی توان استفاده کرد تعبیه دوباره پله فرار یک راهکار باشد. هر چند که اگر قرار باشد از بیم سرقت قفل های محکم بر آنها بزنند معلوم نیست هنگام حادثه چگونه می توان قفل ها را گشود و در این باره باید تدابیری اندیشید. اما پله فرار در همه جای دنیا یک راهکار است.

  بار دیگر تجسم کنیم هنگام زلزله که به خاطر شبکه وسیع گاز رسانی توام با آتش سوزی خواهد بود چگونه می خواهیم از لهیب آتش نجات پیدا کنیم. تامین تجهیزات سازمان آتش نشانی و آموزش نیروهای داوطلب برای یاری به آنان در روز واقعه را از همین امروز در دستور کار قرار دهید.